تبليغاتX
عطش - یاد مردان خداوندی بخیر

باز هم در دل جنون آغاز شد
زخم ميدانهاي مين ابراز شد


باز هم مجنون ليلايي شديم
بعد عمري باز شيدايي شديم


ياد گلها ياد شبنم ها بخير
ياد بوذر ياد ميثم‌ها بخير


ياد آن دريادلان ناشکيب
کوي سبقت مي‌ربودند از رقيب


آن زمان‌ها عشق ميدان دار بود
عشق در دلهايمان سردار بود


رنگ خون، بالاترين رنگ بود
عشق آنجا ناخداي جنگ بود


آي دريا، بوي طوفان مي‌دهي
بوي عاشورا و قرآن مي‌دهي


باز امشب، دست‌هامان پرنياز
عشق در سجاده‌هاتان گرم راز


هشت سالي، خون تيمم کرده‌ايم
روي آتش، ما تبسم کرده‌ايم


هشت سالي بود که بوي ترکش داشتيم
معبري مين، بين دلها داشتيم


زخم ميدان‌هاي مين يادش بخير
کوچ عشاق از زمين يادش بخير

شادی روح شهدا صلوات

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 8:41  توسط علی اصغر حسین زاده فر(کوثری)  | 
JavaScript Codes